آیا هوش مصنوعی آغازگر جنگ جهانی سوم خواهد بود؟

آیا هوش مصنوعی آغازگر جنگ جهانی سوم خواهد بود؟

سرخط خبرهای CNN این چنین بود “کره شمالی را فراموش کنید! هوش مصنوعی جنگ جهانی سوم را شروع می کند!” که در راستای صحبت های ایلان ماسک این را گفته بود، وی در مورد ترسش از عواقب ناخواسته توسعه الگوریتم هایی که شاید دیگر نتوانیم کنترلشان کنیم حرف هایی زد. همانطور که Sam Harris در برنامه معروفش TED Talk می گوید، وقتی که تکنولوژی جدیدی معرفی شود دیگر نمی توان به عقب برگشت و آن را از بین برد. او ادامه داد که حتی اگر بشریت می توانست تصمیم بر عدم پیشرفت یک تکنولوژی بگیرد باز هم نمی توان در مسیر پیشرفت ایستاد.

در حالیکه بیل گیتس، استیون هاوکینگ و بسیاری دیگر با ماسک و هریس در یک دسته قرار می گیرند، اما برخی از رهبران متفکر این صنعت بر این باورند که هوش مصنوعی همانند دیگر تکنولوژی ها بی طرف است، به هر حا حتی باروت هم ابتدا فقط در آتش بازی ها استفاده می شد!

Ray Kurzweil می گوید: “هوش مصنوعی نقشی اساسی در بدست آوردن پیشرفت در انسان هاست. ما میل فطری به این مهم داریم و باید خطرات را نیز در این مسیر کنترل کنیم” در نگاه ری، بشریت زمان کافی را برای توسعه خط مشی های اخلاقی و استاندارد های رگولاتوری در این زمینه، دارد. همینطور که دنیا به سمت یکتایی می رود، تکنولوژی های آینده برای برتر کردن انسان تلاش می کنند و دست ما است که مطمئن شویم این برتری در راه خوب استفاده می شود.

منتقدان و طرفداران هوش مصنوعی همگی در یک چیز اتفاق نظر دارند، که هوش مصنوعی جهان را فراتر از تصور ما تغییر خواهد داد. زمانی که به آینده فکر می کنیم یاد جمله ای از Vernor Vinge می افتم، وی می گفت: “تبدیل کردن کامپیوتر ها به بخشی از ما، بخشی از بدن هایمان به ما قابلیت هایی خواهد داد که روزی انسان های حال حاضر را مثل یک ماهی قرمز ناچیز می بینیم!”

با اینکه این پیش بینی ها کمی عجیب اند، آیا ما نباید حداقل سعی کنیم تا از تکنولوژی های رو به رشد برای بررسی فرضیات اولیه خود استفاده کنیم، با کمک آن اصول اولیه رفتار های انسان ها را مورد سوال قرار داده و تشکیلات اجتماعیمان را مورد موشکافی قرار دهیم؟ هوش مصنوعی می تواند به ما آخر الزمان یا سعادت ابدی را هدیه دهد – یا هر چیزی بین این دو را! همینطور که در حال پیش بینی نتیجه استفاده از هوش مصنوعی هستیم در حقیقت بد و خوبی این تکنولوژی را قضاوت می کنیم. اینجاست که ما حساسیتمان به تعصبی که در مورد دیدگاهمان داریم را می فهمیم که ما را مجبور می کند وضعیت امروزمان را بر آینده اعمال کنیم.

با قرار دادن جنگ و هوش مصنوعی در کنار هم، در حقیقت به هوش مصنوعی جان می بخشیم! زمانی که نگران این هستیم که روبوت ها و هوش ماشینی قرار است باعث بیکاری شوند، باید بدانیم که چنین چیزی فقط زمانی تحقق پیدا می کند که استفاده از نیروی کار انسانی ضرورتی اقتصادی بماند. زمانی که می گوییم پیشرفت بدون کنترل تکنولوژی باعث نابرابری می شود، هنوز فکر می کنیم که چیز هایی مثل دارایی، ثروت، املاک و … در انقلاب صنعتی چهارم زنده می مانند.

تعیین کردن قوانین اساسی کاری سخت است و زیر سوال بردنشان کاری سخت تر! اما شاید بتوان با گفتن چند سناریو این بحث که مردم هنوز فکر می کنند تمامی چیز ها در آینده نیز همینطور می مانند را دور زد.

رقابت و همکاری

انتخاب طبیعی یک رقابت چند وجهی در صفات و رفتار ها است و خود را در قالب یک حس رقابت بسیار ساده در انسان ها نشان می دهد. روانشناسی تکاملی می گوید که محرک رفتار های بشریت، تمایل به ادامه دادن نسلش بوده است. انسان های اولیه (Homo Sapien ها) تکامل یافتند و برای یافتن شریک به رقابت پرداختند، به جنگ بر سر منابع روی آوردند و همگی تلاششان برای هدفی واحد یعنی ادامه دادن نسلشان بود.

در طرف دیگر با استناد به حرف های Edward O. Wilson “از هر چند نسل موجودات فقط یکی از آنها به سطح بالاتر از ارگانیسمی بودن، یعنی اجتماعی بودن تکامل می یابد، در این سطح، دو یا چند نسل کنار هم می مانند، همکاری می کنند و از کوچکتر ها نگهداری می کنند و کار ها را تقسیم می کنن و …” به عبارت دیگر، شاید باید موفقیت های نسلمان را مدیون متوازن بودن غرایض رقابت و همکاری گونه‌مان هستیم.

چه هوش ماشینی قریب الوقوع یا حتی قابل دسترس باشد، ایده اقتصاد Post Scarcity در حال قوت گرفتن است (این ایده بیان می کند که همه چیز بدون کمک انسان ساخته خواهد شد و با قیمت بسیار کم یا رایگان در اختیار مردم قرار خواهد گرفت). اگر که اتوماسیون جهانی بی نیاز به نیروی انسانی بسازد، چه اتفاقی بر سر سیستم ارزش گذاری ما و جامعه مدنی خواهد افتاد؟ زمانی که الگوریتم ها دقیق تر از انسان ها کار کنند و به آن ها آزادی دهیم، غرایض رقابت طلب ما چگونه عمل می کنند؟

زمانی که همه چیز فراوان است، رقابت بر سر منابع چه معنایی خواهد داشت؟ ممکن است که میل رقابتی ما کم کم به چیز سازنده ای تبدیل شود؟ با اینکه حیواناتی مثل مورچه ها و زنبور ها در کار های پایه ای و از پیش تعیین شده همکاری می کنند، انسان ها از طرف دیگر می توانند در شرایط مختلف و با توجه به شرایطشان به استفاده از توانایی هایشان بپردازند. طبق گفته های Yuval Harari، این اختیار تنها چیزی است که انسان های اولیه را پادشاه بی چون و چرای زمین کرد.

اقتصاد

چگونه می توانیم مطمئن باشیم که ستون های اقتصادی فعلی ما (مثل ملک های شخصی، تصاحب، ثروت و …) در Post-Scarciry زنده خواهند ماند؟ آیا در ۱۰۰ سال آینده کسی به کارآمدی نیروی انسانی اهمیت خواهد داد؟ آیا زمانی که همه از توانایی ماشین ها استفاده می کنند استخدام کارمند سودی خواهد داشت؟ زمانی که پایه ای ترین موضوعات عرضه و تقاضا تغییر کنند ما با چه چیزی مواجه خواهیم شد؟

برای یک کارمند با درآمد بالا، آینده ای بدون نیروی انسانی بسیار بد و ناخوشایند است. ولی از دید انتخاب طبیعی، کاملا عقلانی به نظر می رسد، در گذشته، کار کردن به بیکاری ترجیح داده می شد، ولی آیا در آینده هم چنین چیزی وجود خواهد داشت؟ شاید چیزی که در حال حاضر برایمان نمایانگر انحطاط و تنزل است در اینده ای بدون حضور نیرو های اقتصادی حاضر، معنای دیگری داشته باشد.

اما طرح کلی کار کردن همیشه یکسان است، یک نفر صاحب ماشین ها است و به خاطر خدمات و محصولات پولی پرداخت می کند، البته پول و املاک چیزی ساخته اجتماع هستند، اما اگر داشته هایمان بی ارزش شوند و پول معنایی نداشته باشد، وضعیتمان چگونه خواهد شد؟

سوال های زیادی هستند که بی جواب مانده اند و تنها با گذر زمان پاسخ داده خواهند شد. همینطور که سیاست ها و باورهای دینی عوض شده اند، حال قوانین پایه ای اقتصاد که همیشه ثابت بوده اند توسط پیشرفت روز افزون تکنولوژی تهدید می شوند.

ایده هایی که در اینجا گفته شد ممکن است به نظر خیلی از ماها ساده لوح گونه و مسخره به نظر بیاید، اما در آخر شاید ایلان ماسک درست بگوید، اختراع هوش مصنوعی می تواند شروعی بر پایان نسل انسان ها باشد. با این وجود وظیفه مهم بشریت است تا قوانین سفت و سختی را برای هوش مصنوعی وضع کند و قبل از هرکاری عواقبش را بسنجد.

نظر شما در مورد پیشرفت هوش مصنوعی چیست؟ آیا جنگ جهانی سوم توسط هوش مصنوعی آغاز خواهد شد؟

0

ارسال یک دیدگاه